الشيخ السبحاني

50

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)

دو معناى ديگر عرش با اين‌كه معناى اصلى عرش همان بود كه گفته شد ، ولى روى مناسبت‌هايى در دو معناى زير نيز به كار رفته است : 1 . سرير حكومت و تخت سلطنت كه از آن زمامداران مىباشد . مانند « وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ . . . ؛ « 1 » يوسف پدر و مادر خود را بر تخت نشانيد » . « . . . وَ أُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَىْءٍ وَ لَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ ؛ « 2 » ( ملكهء سبا ) از هر نعمتى برخوردار است و تخت با عظمت و بزرگى دارد » . ابن فارس مىگويد : استعمال عرش در سرير روى مناسبتى است كه تخت زمامداران و حكمرانان از نظر بلندى واقعى و يا اعتبارى ، با معناى اصلى عرش ( ارتفاع و بلندى ) داشته است . 2 . سلطه و حكومت و ملك و مملكت ؛ مانند إذا مابنوا مروان ثلت عروشهم * و أودت كما أودت أياد و حمير ؛ هنگامى كه سلطنت فرزندان مروان رو به زوال نهاد و به سان حكومت‌هاى اياد و حمير نابود گرديد . عرب مىگويد : « أظننت عرشك لايزول ؛ تو تصور مىكنى كه حكومت و سلطه تو سپرى نمىگردد ؟ » . « 3 » بررسى معناى استوا 1 . لفظ « استوى » اگر با دو فاعل استعمال شود ؛ مانند « استوى زيد و عمرو » به معناى مساوات و برابرى خواهد بود ؛ مانند « لَايَستَوُونَ عِندَاللَّهِ ؛ « 4 » پيش خدا

--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيه 100 . ( 2 ) . نمل ( 27 ) آيهء 23 . ( 3 ) . راغب ، مفردات ، ص 329 ؛ شرح عقايد صدوق ، ص 29 . ( 4 ) . توبه ( 9 ) آيهء 19 .